برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 14 شعر در دختر جام

آخرین فریب

گر آخرین فریب تو ، ای زندگی ، نبود - اینک هزار بار ، رها کرده بودمت - زان پیشتر که باز مرا سوی خود کشی - در پیش پای مرگ فدا کرده بودمت - هر بار کز تو خواسته ام - بر کنم امید - آغوش گرم خویش برویم گشاده ای -  دانسته ام که هر چه کنی جز فریب نیست... ادامه شعر

آشنا

دختر بر آستانه ی در عاشقانه خواند - کای آرزوی من -  من فارغم ز خویش و تو آسوده از منی - با دوست ، دشمنی - بس شام ها ستاره شمردم به نور ماه -  تا اختر رمیده ی - بختم وفا کند -  شور نگاه دوست در آن چشم دلفریب - چون باده سرگرانی عیشم... ادامه شعر

انتظار

افسوس ! ای که بار سفر بستی - کی می توانم از تو خبر گیرم ؟ -  گفتی به من که باز نخواهی گشت - اما چگونه دل ز تو برگیرم ؟ - دیگر مرا امید نشاطی نیست - زین لحظه ها - که از تو تهی ماندند - زین لحظه ها که روح مرا کشتند -  وانگه مرا ز خویش... ادامه شعر

باغ

کافی نبود و نیست هزاران هزار سال - تا بازگو کند - آن لحظه ی گریخته ی جاودانه را - آن لحظه را که تنتگ در آغوشم آمدی - آن لحظه را که تنگ در آغوشت آمدم - در باغ شهر ما - در نور بامداد زمستان شهر ما -  شهری که زادگاه من و زادگاه توست - شهری... ادامه شعر

بی پناه

ای آنکه از دیار من آخر گریختی -  چون شد که از تو باز نیامد نشانه ای -  از بعد رفتنت نشناسم جز این دو حال - رنج زمانه ای و گذشت زمانه ای -  در کوره راه - زندگیم جای پای تست - پایی که بی گمان نتوانم بدو رسید - پایی که نقش هر قدمش... ادامه شعر

بیگانه

اگر روزی کسی از من بپرسد - که دیگر قصدت از این زندگی چیست ؟ - بدو گویم که چون می ترسم از مرگ - مرا راهی به غیر از زندگی نیست - من آن دم چشم بر دنیا گشودم - که - بار زندگی بر دوش من بود - چو بی دلخواه خویشم آفریدند - مرا کی چاره ای جز زیستن بود... ادامه شعر

دختر جام

همچون ونوس کز صدفی سر برون کشید -  دامن کشان ز جام شرابم برآمدی - یک لحظه چون حباب شراب آمدی به رقص -  و آنگاه کف زنان به لب ساغر آمدی - آن شب ، اتاق من به - مثل جام باده - نور چراغ من به مثل رنگ باده داشت -  درهای بسته چون دو لب... ادامه شعر

سفرکرده

دیگر در انتظار که باشم ؟ -  زیرا مرا هوای کسی نیست - روزی گرم هزار هوس بود - امروز ، دیگرم هوسی نیست - زندان من که زندگیم بود - دیوارهای سخن وسیه داشت - جان مرا به خیره تبه کرد - عمر مرا به هرزه تبه داشت - در من سرود گمشده ای بود - کان... ادامه شعر

ملال

جهانا ! فسون تو ام بی اثر شد - نگیرد مرا جذبه ی مهر و ماهت - نه آن زعفرانی فروغ غروبت - نه آن لعلگون پرتو صبحگاهت -  جهانا ! ملال از تو دارم -  ملالی که - آغاز و پایان ندارد - ملالی که سامان نگیرد - ملالی که درمان ندارد - تو زین پیش... ادامه شعر

نامه

مادر! گناه زندگیم را به من ببخش -  زیرا اگر گناه من این بود ، از تو بود - هرگز نخواستم که ترا سرزنش کنم - اما ترا به راستی از زادن چه سود ؟ - در دل مگو که از تو و - رنج تو آگهم -  هرگز مرا چنانکه خودستی گمان مدار - هرگز فریب چهره ی آرام... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی | افزایش بازدید