برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 38 شعر در مجموعه اشعار

شب است

شب است، - شبی بس تیرگی دمساز با آن. - به روی شاخ انجیر کهن « وگ دار» می خواند، به هر دم - خبر می آورد طوفان و باران را. و من اندیشناکم. -   - شب است، - جهان با آن، چنان - چون مرده ای در گور. - و من اندیشناکم باز: - ـــ اگر باران کند سرریز... ادامه شعر

فرق است

بودم به کارگاه جوانی - دوران روزهای جوانی مرا گذشت - در عشق های دلکش و شیرین - (شیرین چو وعده ها) - یا عشق های تلخ کز آنم نبود کام. - فی الجمله گشت دور جوانی مرا تمام. - * - آمد مرا گذار به پیری - اکنون که رنگ پیری بر سر کشیده ام - فکری است... ادامه شعر

هست شب

هست شب یک شبِ دم کرده و خاک - رنگِ رخ باخته است. - باد، نو باوه ی ابر، از بر کوه - سوی من تاخته است. - * - هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا، - هم ازین روست نمی - بیند اگر گمشده ای راهش را. - * - با تنش گرم، بیابان دراز - مرده را... ادامه شعر

هنوز از شب...

هنوز از شب دمی باقی است، - می خواند در او شبگیر - و شب تاب، از نهانجایش، به ساحل می زند سوسو. -   - به مانند چراغ من که سوسو می زند در پنجره ی من - به مانند دل من که - هنوز از حوصله وز صبر من باقی است در او - به مانند خیال عشق تلخ من که... ادامه شعر

گل زودرس

آن گل زودرس چو چشم گشود -  به لب رودخانه تنها بود -  گفت دهقان سالخورده که : حیف که چنین یکه بر شکفتی زود -  لب گشادی کنون بدین هنگام -  که ز تو خاطری نیابد - سود -  گل زیبای من ولی مشکن -  کور نشناسد از سفید کبود... ادامه شعر

« ری را »

« ری را»...صدا می آید امشب - از پشت « کاچ» که بند آب - برق سیاه تابش تصویری از خراب - در چشم می کشاند. - گویا کسی است که می خواند... -   - اما صدای آدمی این نیست. - با نظم هوش ربایی من - آوازهای آدمیان را شنیده ام - در گردش شبانی سنگین؛... ادامه شعر

شب همه شب

شب همه شب شکسته خواب به چشمم - گوش بر زنگ کاروانستم - با صداهای نیم زنده ز دور - هم عنان گشته هم زبان هستم. - * - جاده اما ز همه کس خالی است - ریخته بر سر آوار آوار - این منم مانده به زندان شب تیره که باز - شب همه شب - گوش بر زنگ کاروانستم.... ادامه شعر

شب پره ی ساحل نزدیک

چوک و چوک!... گم - کرده راهش در شب تاریک - شب پره ی ساحل نزدیک - دم به دم می کوبدم بر پشت شیشه. -   - شب پره ی ساحل نزدیک! - در تلاش تو چه مقصودی است؟ - از - اطاق من چه می خواهی؟ -   - شب پره ی ساحل نزدیک با من (روی حرفش گنگ) می... ادامه شعر

شیر

شب آمد مرا وقت غریدن است -  گه کار و هنگام گردیدن است -  به من تنگ کرده جهان جای را -  از این بیشه بیرون کشم پای را -  حرام است خواب - بر آرم تن زردگون زین مغاک -  بغرم بغریدنی هولناک - که ریزد ز هم کوهساران همه -  بلرزد... ادامه شعر

 در نخستین ساعت شب

در نخستین ساعت شب، - در اطاق چوبیش تنها، زن چینی - در سرش اندیشه های هولناکی دور می گیرد، می اندیشد: - « بردگان ناتوانایی که می سازند دیوار بزرگ شهر را - هر - یکی زانان که در زیر آوار زخمه های آتش شلاق داده جان - مرده اش در لای دیوار است پنهان»... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

1 2 3 4 بعدی
   
 

© 2007 - 2014 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات