برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 11 تا شعر 20 از مجموع 177 شعر در در سایه ی آفتاب

 تب

 خورشید ملتهب -  بر بالشی کبود - از هوش رفته است -  نارنج نیم رس -  آونگ ساعت سرخی ست -  که تاب می خورد -  بر دار سرد و لخت -   -   - ادامه شعر

 تحلیل

 کف بود و کف - و قالب صابون - که زیر آب -  در سایش مدام -  تحلیل می رفت - چرخید پیچ آهنی سرد -  تنداب قطع شد -  و تکه های له شده ی لیز - در کیسه ی زباله افتاد - نور از ورای شیشه ی بی لک - جوشید در اتاق -   - ... ادامه شعر

 تصویر

می ریزد آبشار - در هاله های رنگ - دیری ست رفته است مسافر - و جای خالی اش -  پر مانده با غبار - و ذره های خاک - شمعی کنار پنجره ی باز روشن است - در - کنج آسمان - دنباله دار شیری پر نوری ست - که نقش می زند -  تصویر روشن خود را - در... ادامه شعر

 تقریر

 کوه است آسمان - دار است ریسمان - رگبار سنگین است - زرده فشرده می شود - از لا به لای مشت می ریزد - بر دامن سفید - می بوسمت - در بستر نارنجی غروب - زوزه - در بزرگ - کلید فشرده ی سرسخت - کلید دور - کلید نهفته در اعماق - حضور تیزی چاقو... ادامه شعر

 تمثال صاحب خانه

 در چارچوب قاب - بین حفاظهای مقاوم - آویخته بر گردن دیوار لبخند - محفوظ از غبار - محفوظ از توفان - محفوظ از رگبار - آویخته بی جان -  و بال گردن دیوار -  لبخند بی بو -  لبخند بی رنگ - لبخند جاویدان -   -   - ... ادامه شعر

 جای خالی

گلدان چینی - از روی میز لق - سر خورد و افتاد - زن لب گزید سخت - خم شد و زنبق را -  برداشت از زمین -  بر پرده می جنبد -  یک سایه -  با یک - شاخه ی زنبق -  میان دست -   -   -   - ادامه شعر

 جریان

 مردی که در غروب نشسته است -  فریاد می زند - آیا شهادت یک برگ - منجر به رستگاری یک باغ می شود ؟ - جریان ادامه ی رود است - شب مطلع روز - و سنگ ریزه های - مسافر - دیری ست تن به یک سفر تازه داده اند - بی هیچ تردید -  فریاد می زد... ادامه شعر

 خاموش می سوزد

در کنج باغچه -  آسوده لاک پشت - بسته است چشم را - گربه کنار کیسه ی گندم لمیده است - و گله نیم خواب -  در آغل قفل - نشخوار می کند -  تیره - است آسمان -  تاریک دامنه - بر سر در حیاط - آویخته چراغ -  خاموش -  می... ادامه شعر

 خانه

 آجر روی آجر - پایه -  اتاق -  اتاق - یک رشته سیم سیم - شریان جنبنده -  از قلب نیروگاه - تا پیچ سرپیچ - بوران یلدا -  در دشت های شب - گرمای یک چراغ - در قلب خانه -   -   - ادامه شعر

 راه

از عمق می آید -  از زیر آن عمیق ترین لایه های خاک - از زیر لایه های فشرده - و منقبض - آن لایه های سخت که انگار هیچ چیز - یا هیچ نیرویی - قادر به خرد کردن - شان نیست - از تنگنای عمق می آید - در کش مکش - ذرات سنگین را جدا می سازد از خود... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی