برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 21 تا شعر 30 از مجموع 177 شعر در در سایه ی آفتاب

 رودخانه

به این که ماهی هاش - چه قدر بیشترند - به این که بستر او ریگ کمتری دارد - به این که گنج صدف های سینه ی دریاش -  از آن او هستند -  به این که وصل کجاست - کار ندارد - سوال ممتنع سخت را نمی خواهد - همیشه جاری بود -  همین -  فقط... ادامه شعر

 زایش

در من نشسته اید -  چون درد -  در انتهای جام -  آن کس که گفت تمام شد -  تنها در قطره های شمع نظر داشت - در قظره های شمع - ای شعله های مبهم دیروز -  ای سالهای شک -  ای اضطرارهای مداوم - ای رنج های روشن امروز -  در... ادامه شعر

 زمین

 همیشه می چرخد -  خلاف محکمه ها -  حکم ها -  و آتش ها - همیشه می چرخد - بدون ثبت شماره - بدون اخذ مجوز - همیشه می چرخد - صدای گردش او -  در سکوت می پیچد -   -   - ادامه شعر

 زندگی

توفان به هم کوبید در را -  فانوس پتی کرد و افتاد - چادر شب سنگین -  آوار شد بر جسم گهواره - توپ طلایی خرد شد - در انقباض مشت کودک - زن -  چانه می - گرفت - در گوشه ی مطبخ - برای چاشت -   -   - ادامه شعر

 سرریز

شب بست پرده را -  و پلک های پنجره را روی هم گذاشت -  اشیا گم شدند - در سایه های پست هیولایی -  در پرتگاه خامه ی تاریک - یک جفت چشم تر - سرریز می - کند - برق نگاهش را -  در چشم آینه -   -   - ادامه شعر

 سکوت

همیشه یک پرده -  به قدر وسعت یکپ رده -  نقش می گیرد -  کنار بزن -  سکوت شب از صوت رنگ -  لبریز است -   -   - ادامه شعر

 شاعر

 من ایستاده ام که بسوزم - پروانه ها به دور نئون های رنگ رنگ - پرواز می کنند -  و عابران خسته گران بار - سر روی خشت خام -  از هوش می روند -  من - ایستاده ام که بسوزم -   -   -   - ادامه شعر

 عشق

تا چند می شود -  از آسمان برید افق را - از ساقه برگ را - از قلب عشق را - از من تو را تو را ؟ -   -   - ادامه شعر

 فاتح

تا ایستگاه راه کمی بود - می دوید -  در بین عابران خیابان - مرد مسافری - بر شیب لیز صفحه ی ساعت - سر خورد عقربه - در کفش های تنگ - انگشت های مرد -  تاول زده بود - راهی نمانده است درک - کند کفش را - و تندتر دوید - یک دور تازه عقربه... ادامه شعر

 کلنجار

سوزن وجود نخ را - بر دوش می کشد - با بافت های سخت کلنجار می رود - و وصل می کند دو نقطه را -  دو نقطه ی جدای هماهنگ را -  به هم - بر صفحه ی سفید - بر صحنه ی بی نقش می روید -  یک سرو -  یک پیچک -   -   - ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی