برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 31 تا شعر 40 از مجموع 177 شعر در در سایه ی آفتاب

 لمعان

از روزنه رگ می کند -  بر پلک افتاده - و چاه های مردمک را -  آغشته می کند -  با رنگ های خود - از عمق بیرون می کشد -  سطل رسوب مانده را -  دهلیز را از گرد می روبد - و باز می کند - آن دو دریچه را -  آن دو دریچه ی... ادامه شعر

 مثبت

 چراغ -  دود می کرد - دهان رسوب تلخ هوا را -  مدام تف می کرد - میان تاریکی کنار شالیزار -  کشیده پلک به هم مرد پیر شالی کار - به خط روشن روی - زمین -  نگاه دوخته بود -  چراغ در مشتش -   -   - ادامه شعر

 مروارید

 در بین ماسه هاست -  در بین ماسه ها که بر آن ها گذشته است -  جریان آب شور - جریان باد ها -  و موج های نور -  لنگر کناره و قایق - رنگ تنفس تن - او را گرفته اند -  رنگ دهانش را - با آن لبان بسته ی خندان که غواص -... ادامه شعر

 معنی

 من در جوار تو - معنی گرفته ام - تو در جوار من -  او در جوار ما - ما در جوار هم -  و عشق - عشق - یک اشتراک سبز عظیم است -   -   - ادامه شعر

 مناظره

شاید تو قادری - قادر به حفظ حرمت هستی - حرمت به هر چه هست -  حرمت به واقعیت موجود - و حفظ اعتدال - مانند عارفان -  شاید تو قادری ولی من - در من - گریز سخت و غم انگیزی ست -  از قلب سکه ها - از قلب هر چه هست - مثل گریز ذاتی تبعیدی... ادامه شعر

 نگاه

 من در تو جاری ام - تو در درون من -  و دست های ما -  در هم تنیده اند -  نزدیک تر به هم -  از ساقه با زمین - یا نور با نگاه - یا رنگ با گیاه -  دیوارهای سنگی باور انکار می کنند - و روزهای من - از شور خنده های تو... ادامه شعر

 یگانه

بریده می شود گره - و حلقه ها باز می شود -  رها دو سر -  رها دو سر -  دهانه های منقبض به انبساط می رسد - و پوشش فشرده دور می شود -  بدن به جذب آب - و آفتاب می رود -  رها -  رها - یگانه می شوند سبزه زار ها -  یگانه... ادامه شعر

 پری

از آب های دور می آمد - در هاله ای از بوی ماهی های آزاد - با حلقه های گیسوانش ماسه آگین - همرنگ مرجان ها -  با یک بغل - انباشته از میوه های نورس دریا - عریان عریان - او تازه ی تازه او بکر می آمد - و رشته های روشن آب -  که می چکیدند... ادامه شعر

 پنجره

دود نشسته است -  بر شیشه های سرد - بسته است پنجره - کاکتوس خشک دفن شده - در غشای گرد - آونگ ثابت است - کولاک های برف - بیرون کشانده اند -  پرستو را -  از باغ یخ زده -  بر شیشه های سرد -  دوده نشسته است -   -... ادامه شعر

 چرخش

کندو که افتاد -  زنبورها پرواز کردند - اصوات آشفتند -  و گام ها در هم شکستند - بلعیده شد زهراب ها و شهد ها -  آغاز شد سرگیجه ای از رقص های تند بی پروا - تل های زنبوران مرده حفره های خشک را -  انباشت -  کندوی افتاده میان... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی