برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 51 تا شعر 60 از مجموع 177 شعر در در سایه ی آفتاب

احتقان

سرپوش را گذاشت - منفذ گرفته شد -  خوابیده آسوده - بی هرج و مرج صوت - بر شعله همچنان - اجزای محتوا -  در جنب و جوش بود - و در فضای بسته به تدریج - نیروی ضربه ها - انباشت می شد - انباشت رشد کرد -  و خواب دفن شد - با ضربه ای سریع... ادامه شعر

احساس

با من بیا به وسعت دانه -  با من بیا به خلوت شبنم - با تو شب از کنار من آرام می رود - مثل عبور قطره ی باران -  از شیشه های گرم عمارت -   -   - ادامه شعر

از دور

 ایوان -  گسترده بود باز - در پای ناودان - سنگینی باران - از سقف می گذشت - و پخش می شد بر تن آن - گل ته نشین شد - و در پس جریان رسوبی سخت بر جا ماند -  از دورها پیداست -  براقی یک سقف پاکیزه - براقی یک ناودان پاک - بالای... ادامه شعر

از لای پنجره

تا خورد کاغذی - از لای درز پنجره رد شد -  چرخید - افتاد لخت و نرم - پایین کف حیاط - در مشت بسته ای -  آهسته محو شد - خشکی خش خشی - تا خورد - کاغذی - از لای درز پنجره رد شد - لغزید زیر پایه ی یک تخت آهنی - در گوشه ی اتاق - در گوشه... ادامه شعر

اعوجاج

 گل اصطکاک را -  محدود کرده است -  و ثقل اندام -  در هیچ نقطه ای - ثابت نمانده است - در حد فاصل دو قدم دره ای ست ژرف -  آثار -  معنی را -  از دست داده اند -  سیاله ی لرج - پوشانده - جای پر کشش پای رفته... ادامه شعر

افراخته

وا می کند ریشه -  انگشت هایش را -  در مشت می گیرد زمین را -  با سنگ هایش سخت - با خاک هایش نرم - سرو ایستاده سبز - با گردنی افراشته - رو سوی - آسمان -   -   - ادامه شعر

امتداد

حدود تنش را فشرده بود به هم -  شنید می خوانند -  صدای جنبش بود - صدای تازه شدن در کشاکش امواج - به خود نگاهی کرد - به امتداد وجودش که تاب برمی داشت - به هستی اش که چروکیده بود در تنگی - تمام ریشه پذیری خاک آن سو تر - میان جنبش آب و... ادامه شعر

امروز

فردا سحر باز - خورشید می آید - بدون من -  باز می خندد - بر خوشه های زرد گندم - بر سیب های وحشی ترش -  بر دلو های چاه -  بر دار قالی - و نقشهای - ناتمامش - در ناتمامی -  بر شاخه ی بی رنگ اما - دور از گلش بلبل چه خواهد کرد... ادامه شعر

انتخاب

صدف ستاره نبود - نه لاک پشت بود - نه کوسه - صدف - مجال اندک خود را گرفت -  نگاه کرد - و ناگزیر -  مصمم -  چکید در دانه -   -   - ادامه شعر

انتظار

لیوان شسته ی شفاف -  روی میز -  در انتظار شیر دهان باز کرده است - آتش حدود گسترشش را -  از یاد م یبرد -  جریان - مبنای جوشش خود را -  خاموش - می کند - و در هجوم هرم -  تبخیر می شود - ذرات می رمند -  بالای... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی