برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 71 تا شعر 80 از مجموع 177 شعر در در سایه ی آفتاب

برآمد

دریا - دریا -  از قطره می آید - جنگل -  از ساقه شبدر -  و کوه -  از دانه ی شن - برگی - بر موج های گیجح یک مرداب -  می جنبد - بر پرده ی - بخار - تصویر مغشوشی ست - شورند اشک ها -  از قطره می آید - دریا -  دریای... ادامه شعر

برف

دفن وحشت - دفن تاریکی - برف برف سفید -  سفید -  زخم بند بزرگ روی زمین - التیام شکاف در تن خاک -  برف یکدست -  برف آهنگین - محو چنگال گربه ی - وحشی - محو خط کشیده ی خونین -  روی دیوار -  روی صحن حیاط -  روی... ادامه شعر

بوستان

شانه -  به شانه ی هم تکیه داده اند -  دو شاخه سبز سبز - بالای دیوار - دیوار -  دیوار - تیغ فروشده در سینه ی زمین -  یک سینه -  یک قلب - و تکه تکه - تکه - جدایی - دیوار -  دیوار - محدوده ی تملک بی جان تکه ها... ادامه شعر

بوسه

 لبهای سرخ کوچکش را پیش می آورد -  و ناشیانه غنچه می کرد - از راه باریک زبان و لب - حجم هوای سینه اش را فوت می کرد - و صوت یک سوت - خش دار و ناموزون -  همراهی افرا و باد را -  از ضرب می انداخت - می رفت تا بالای دیوار - کفتر... ادامه شعر

بوی سبز

به تیغه ی ساطور - عصاره می ماسد - و قطره های سبز فشرده -  به روی کاغذ کاهی روزنامه می افتند - و روی نقش حروف سیاه می لغزند - و شکل نامنظم خود را -  به - صفحه می بخشند - به صفحه ای که به زودی مچاله خواهد شد -  تمام خانه -  از... ادامه شعر

بی هیچ حرفی

مته فشار آورد -  بر بازوی سخت -  و خرده ریز های تراشه جدا شدند -  از بافت یک دست -  بی هیچ حرفی - فریاد بر می خاست - و ریزه های کنده شده -  اوج می گرفت -  رگبارمی شد - بر لکه های خشک شده -  روی سنگ سرد - ... ادامه شعر

بید

چنگال سایه ها -  سرد و کبود و تیز - بالا خزیده اند - و پخش گشته اند -  روی سرزمین -  خرگوش می گریزد - از پنجه های دیو - مهتاب می ریزد - از قاب - پنجره - بر پوست های خشک پر کاه - وبید می خورد - اندام شیر را - در صحن سمساری... ادامه شعر

بیداری

 با آفتاب آمد -  آمد -  و پرده را -  از شیشه پس زد - آمد نگاه کرد - در پیله ی کوچک -  از او شکفت رنگ - بر بال های خرد نهفته - از او شکفت جنبش - پرواز -  از او شکفت غنچه ی بسته -  به آفتاب آمد -  و گرم... ادامه شعر

تا اعماق

در خاک می رود - آرام و سر به زیر - و عابران گیج شتابان - موج صدای حرکت او را - آن سوی سطح سخت نمی یابند -  سطحی که پر شده ست -  از برگ های خشک -  در جنگل کبود - پژواک له شدن - و شکستن - موسیقی مداوم متن است - متنی که بی صدا... ادامه شعر

تاب

خورشید آمد چشم روشن شد -  ماهی شنا کرد -  در چشمه ی زلال - و سنگ ریزه ها - با جست و خیز او - از آب تر شدند - سبزه بلند شد -  اندام خود را شست -  با قطره های ناب -  سیاره چرخید - دیوار ظلمت نور را از چشم ها دزدید - ... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 بعدی
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی