برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 81 تا شعر 90 از مجموع 177 شعر در در سایه ی آفتاب

تاب مستوری

شب چادرش را پهن کرده -  روی خانه -  گور -  گهواره - در زیر چادر شب - خفاش می چرخد - یک برگ - از شاخه می افتد - خم می شود گندم - و آب در - لیوان ساکن تیره می گردد - بالای چادر شب -  سوسوی فانوسی ست - سوسوی فانوس -  ... ادامه شعر

تابش

افتاده روی سینه ی دیوار - گردی روشنی -  هم رنگ آفتاب - بالاتر از سیاهی جنبان سیاه ها - آویخته از سقف فانوس - تابانده خود را -  نور خود را -  بر هر - چه در اتاق - اشیا تابش را - در تیرگی خود محبوس می کنند -  بر گوشه ی رف... ادامه شعر

ترک

در امتداد تیز ترک - شیشه خرد شد -  موج ولرمی - چسبناک - آلود -  بالش را - بر تکه بطری -  ته مانده ی سردی ست - نوزاد می مکد با گریه -  شست را -   -   - ادامه شعر

تشنگی

کوزه غبار خاک گرفته ست تیره ست -  آب درون آن - دستی به سنگ می برد عابر - دو زانو می نهد - بر خارهای تیز - و سجده می کند در کام می کشد -  از گودی زمین - جریان تازه را -  شورابه های تلخ - در چشمه می چکند - از کوزه ی خرد - و محو... ادامه شعر

تصور

اینجا نشسته بود -  روی همین سنگ -  می گفت خسته است -  می گفت این سنگ - بر سطح این جزیره ی متروک نقطه است -  آن نقطه ی پایان برای او - می گفت -  کشتی سراب بود - می گفت -  و آب می چکید - از حلقه های موی بلندش - ... ادامه شعر

تفویض

جریان آب را -  در خود پذیرفت - و دانه های تشنه را -  در سینه جای داد -  نوشاندشان نوشاند - رقصید آفتاب -  در کاکل ذرت - بوی تن مرطوب خاک رفت -  تا دور دست دشت -  همراه باد ها -   -   - ادامه شعر

تقدیر

سد را شکست - ریخت -  رها شد - در خاک غلتید - آن خاک را -  غلتاند در خود - رویید شاخه های گذر - بر زمین سخت - و نقشه های راه به جا ماند -  پشت - سر -   -   - ادامه شعر

تقطیر

سرپوش را گذاشت - لغزاند ظرف را - تاگوشه ی پستو - در پای تاک ریخت - کوت تفاله را -  آویخت پرده را -  لم داد -  آرام - بر پشتی نرم - پا را دراز - کرد - بر پلک بسته اش -  بازی نور بود - در سرخی عقیق -   -   -... ادامه شعر

تنگنا

جوش آمده آب -  توی سماور -  آورد با شتاب - فنجان سرد را - پیچاند شیر را -  سرریز کرد موج گدازه - در بعد مختصر - فنجان ترک برداشت - دیواره در هم - ریخت - مضمون بخار شد - و دست سخت سوخت -   -   - ادامه شعر

جادوی چراغ

بی بال پر کشید - بالاتر از افق - بی باله راه برد - بر کوهه های موج - بی پوزه نقب زد - از غار تا به قاف -  غول است -  غولی هولناک -  اینجاست - جادوی چراغ -   -   - ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 بعدی
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی