برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 10 از مجموع 14 شعر در ما هیچ ما نگاه

از آب ها به بعد

روزی که دانش لب آب زندگی می کرد - انسان در تنبلی لطیف یک مرتع - با فلسفه های لاجوردی خوش بود -  در سمت پرنده فکر می کرد - با نبض درخت او می زد -  مغلوب شرایط شقایق بود - مفهوم درشت شط در قعر کلام او تلاطم داشت - انسان در متن عناصر می... ادامه شعر

 تنهای منظره

 کاج های زیادی بلند -  زاغ های زیادی سیاه - آسمان به اندازه آبی - سنگچین ها تماشا تجرد -  کوچه باغ فرارفته تا هیچ -  ناودان مزین به - گنجشک - آفتاب صریح - خاک خشنود -  چشم تا کار می کرد -  هوش پاییز بود -  ای... ادامه شعر

اکنون هبوط رنگ

سال میان دو پلک را - ثانیه هایی شبیه راز تولد - بدرقه کردند -  کم کم در ارتفاع خیس ملاقات - صومعه نور - ساخته می شد - حادثه از جنس ترس بود - ترس -  وارد ترکیب سنگ ها می شد - حنجره ای در ضخامت خنک باد - غربت یک دوست را - زمزمه می... ادامه شعر

ای شور ای قدیم

صبح - شوری ابعاد عید - ذایقه را سایه کرد - عکس من افتاد در مساحت تقویم - در خم آن کودکانه های مورب - روی سرازیری فراغت یک عید - داد زدم - به - چه هوایی - در ریه هایم وضوح بال تمام پرنده های جهان بود -  آن روز - آب چه تر بود - باد به... ادامه شعر

هم سطر هم سپید

 صبح است - گنجشک محض می خواند - پاییز روی وحدت دیوار -  اوراق می شود -  رفتار آفتاب مفرح حجم فساد را - از خواب می پراند - یک سیب درفرصت - مشبک زنبیل می پوسد - حسی شبیه غربت اشیا - از روی پلک می گذرد -  بین درخت و ثانیه سبز... ادامه شعر

وقت لطیف شن

باران - اضلاع فراغت می شست - من با شنهای -  مرطوب عزیمت بازی می کردم -  و خواب سفرهای منقش می دیدم -  من قاتی آزادی شن ها بودم - من دلتنگ - بودم -  در باغ یک سفره مانوس پهن بود - چیزی وسط سفره شبیه ادراک منور - یک خوشه انگور... ادامه شعر

اینجا پرنده بود

ای عبور ظریف -  بال را معنی کن - تا پرهوش من از حسادت بسوزد - ای حیات شدید - ریشه های تو از مهلت نور - آب می نوشد -  آدمی زاد این حجم - غمناک - روی پاشویه وقت - روز سرشاری حوض را خواب می بیند - ای کمی رفته بالاتر از واقعیت - با تکان... ادامه شعر

اینجاهمیشه تیه

ظهر بود - ابتدای خدا بود -  ریگزار عفیف - گوش می کرد -  حرفهای اساطیری آب را می شنید -  آب مثل نگاهی به ابعاد ادراک -  لکلک - مثل یک اتفاق سفید - بر لب برکه بود - حجم مرغوب خود را - در تماشای تجرید می شست -  چشم -... ادامه شعر

تا انتهای حضور

 امشب -  در یک خواب عجیب - رو بهسمت کلمات - باز خواهد شد - باد چیزی خواهد گفت - سیب خواهد افتاد - روی اوصاف زمین خواهد غلتید - تا حضور - وطن غایب شب خواهد رفت - سقف یک وهم فرو خواهد ریخت - چشم - هوش محزون نباتی را خواهددید - پیچکی... ادامه شعر

سمت خیال دوست

ماه -  رنگ تفسیر مس بود - مثل اندوه تفهیم بالا می آمد -  سرو - شیهه بارز خاک بود - کاج نزدیک -  مثل انبوه فهم - صفحه ساده فصل را سیاه - می زد -  کوفی خشک تیغال ها خوانده می شد - از زمین های تاریک - بوی تشکیل ادراک می آمد... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو
 

1 2 بعدی
   
 

© 2007 - 2017 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | درج آگهی