برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
بازگشت

اینجا پرنده بود

ای عبور ظریف
 بال را معنی کن
تا پرهوش من از حسادت بسوزد
ای حیات شدید
ریشه های تو از مهلت نور
آب می نوشد
 آدمی زاد این حجم
غمناک
روی پاشویه وقت
روز سرشاری حوض را خواب می بیند
ای کمی رفته بالاتر از واقعیت
با تکان لطیف غریزه
ارث تاریک اشکال از بالهای تو می ریزد
عصمت گیج پرواز
مثل یک خط مغلق
در شیار فضا رمز می پاشد
 من
وارث نقش فرش زمینم
و همه انحنا های این
حوضخانه
 شکل آن کاسه مس
هم سفر بوده با من
 از زمین های زبر غریزی
تا تراشیدگی های وجدان امروز
ای نگاه تحرک
حجم انگشت تکرار
روزن التهاب مرا بست
پیش از این در لب سیب
دست من شعله ور میشد
پیش از این یعنی
 روزگاری که انسان از اقوام یک شاخه بود
 روزگاری که در سایه برگ ادراک
روی پلک درشت بشارت
خواب شیرینی از هوش می رفت
از تماشای سوی ستاره
 خون انسان پراز شمش اشراق می شد
 ای حضور پریروز بدوی
ای که با یک پرش از سر شاخه تا خاک
 حرمت زندگی را
 طرح می ریزی
من پس از رفتن تو لب شط
بانگ پاهای تند عطش را
 می شنیدم
بال حاضر جواب تو
از سوال فضا پیش می افتد
آدمی زاد طومار طولانی انتظار است
ای پرنده ولی تو
 خال یک نقطه در صفحه ارتجال حیاتی
 
 

تبلیغات اینترنتی
 

   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی