برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 11 تا شعر 20 از مجموع 22 شعر در مرگ رنگ

رو به غروب

ریخته سرخ غروب -  جا به جا بر سر سنگ - کوه خاموش است - می خروشد رود -  مانده در دامن دشت - خرمنی رنگ کبود -  سایه آمیخته با سایه - سنگ با سنگ گرفته - پیوند - روز فرسوده به ره می گذرد - جلوه گر آمده در چشمانش - نقش اندوه پی یک... ادامه شعر

روشن شب

روشن است آتش درون شب - وز پس دودش - طرحی از ویرانه های دور -  گر به گوش آید صدایی خشک - استخوان مرده می لغزد درون گور -  دیرگاهی ماند اجاقم سرد -  و - چراغم بی نصیب از نور - خواب درمان را به راهی برد - بی صدا آمد کسی از در - ... ادامه شعر

سراب

آفتاب است و بیابان چه فراغ - نیست در آن نه گیاه و نه درخت - غیر آوای غرابان دیگر - بسته هر بانگی از این وادی درخت - در پس پرنده ای از گرد و غبار - نقطه ای لرزد از دور - سیاه -  چشم اگر پیش رود می بیند - آدمی هست که می پوید راه - تنش از... ادامه شعر

سرود زهر

می مکم پستان شب را -  وز پی رنگی به افسون تن نیالوده -  چشم بر خاکسترش را با نگاه خویش می کاوم -  از پی نابودی ام دیری است -  زهر می ریزد به رگهای خود این - جادوی بی آزرم -  تا کند آلوده با آن شیر - پس برای آن که رد فکر... ادامه شعر

سرگذشت

می خروشد دریا -  هیچ کس نیست به ساحل پیدا - لکه ای نیست به دریا تاریک -  که شود قایق -  اگر آید نزدیک - مانده بر ساحل -  قایقی ریخته شب بر سر او - پیکرش را ز رهی ناروشن -  برده درتلخی ادراک فرو - هیچ کس نیست که آید از... ادامه شعر

سپیده

 در دور دست - قویی پریده بی گاه از خواب - شوید غبار نیل ز بال و پر سپید - لبهای جویبار - لبریز موج زمزمه در بستر سپید - در هم دویده سایه و روشن - لغزان میان - خرمن دوده - شبتاب می فروزد در آذر سپید - همپای رقص نازک نی زار - مرداب می گشاید... ادامه شعر

غمی غمناک

شب سردی است و من افسرده - راه دوری است و پایی خسته - تیرگی هست و چراغی مرده -  می کنم تنها از جاده عبور -  دور ماندند ز من آدمها - سایه ای از سر دیوار گذشت - غمی افزود مرا بر غم ها - فکر تاریکی و این ویرانی - بی خبر آمد تا به دل من... ادامه شعر

مرغ معما

دیر زمانی است روی شاخه این بید -  مرغی بنشسته کو به رنگ معماست - نیست هم آهنگ او صدایی ‚ رنگی - چون من دراین دیار ‚ تنها ‚ تنهاست - گرچه درونش همیشه پر ز - هیاهوست - مانده بر این پرده لیک صورت خاموش - روزی اگر بشکند سکوت پر از حرف... ادامه شعر

مرگ رنگ

 رنگی کنار شب -  بی حرف مرده است -  مرغی سیاه آمده از راه های دور - می خواند از بلندی بام شب شکست - سرمست فتح آمده از راه - این مرغ غم پرست -  در این - شکست رنگ -  از هم گسسته رشته ی هر آهنگ - تنها صدای مرغک بی باک -... ادامه شعر

نایاب

شب ایستاده است - خیره نگاه او -  بر چارچوب پنجره من - سر تا به پای پرسش اما -  اندیشناک مانده و خاموش - شاید از هیچ سو جواب نیاید -  دیری است مانده یک - جسد سرد -  در خلوت کبود اتاقم - هر عضو آن ز عضو دگر دور مانده است... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3 بعدی
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی