برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 21 تا شعر 22 از مجموع 22 شعر در مرگ رنگ

وهم

جهان آلوده ی خواب است - فرو بسته است وحشت در به روی هر تپش ‚ هر بانگ - چنان که من به روی خویش -  در این خلوت که نقش دلپذیرش نیست -  و دیوارش فرو میخواندم در گوش - میان این همه انگار - چه پنهان رنگ ها دارد فریب زیست - شب از وحشت... ادامه شعر

نقش

در شبی تاریک - که صدایی با صدایی در نمی آمیخت - و کسی کس را نمی دید از ره نزدیک - یک نفر از صخره های کوه بالا رفت -  و به ناخنهای خون آلود - روی سنگی کند نقشی را و از - آن پس ندیدش هیچ کس دیگر - شسته باران رنگ خونی را که از زخم تنش جوشید... ادامه شعر

تبلیغات اینترنتی
 

قبلی 1 2 3
   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی