برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
بازگشت

دیوار

 زخم شب می شد کبود
 در بیابانی که من بودم
نه پر مرغی هوای صاف را می سود
 نه صدای پای من همچون دگر شب ها
ضربه ای بر ضربه می افزود
 تا بسازم گرد خود
دیواره ای سرسخت و پا برجای
با خود آوردم ز راهی دور
 سنگهای سخت و سنگین را برهنه پای
 ساختم دیوار سنگین بلندی تا بپوشاند
 از نگاهم هر چه می آید به چشمان پست
و ببندد راه را بر حمله غولان
که خیالم رنگ هستی را به پیکرهایشان می بست
روز و شب ها رفت
 من به جا ماندم دراین سو شسته دیگر دست از کارم
نه مرا حسرت به رگها می دوانید آرزوی خوش
نه خیال رفته ها می داد آزارم
لیک پندارم پس دیوار
 نقشهای تیره می انگیخت
و به رنگ دود
 طرح ها از اهرمن می ریخت
تا شبی مانند شبهای دگر خاموش
 بی صدا از پا درآمد
پیکر دیوار
حسرتی با حیرتی آمیخت
 
 

تبلیغات اینترنتی
 

   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی