برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
بازگشت

سرگذشت

می خروشد دریا
 هیچ کس نیست به ساحل پیدا
لکه ای نیست به دریا تاریک
 که شود قایق
 اگر آید نزدیک
مانده بر ساحل
 قایقی ریخته شب بر سر او
پیکرش را ز رهی ناروشن
 برده درتلخی ادراک فرو
هیچ کس نیست که آید از راه
و به آب افکندش
و در این وقت که هر کوهه ی آب
حرف با گوش نهان می زندش
موجی آشفته فرا می رسد
از راه که گوید با ما
قصه یک شب طوفانی را
 رفته بود آن شب ماهی گیر
تا بگیرد از آب
آنچه پیوندی داشت
با خیالی درخواب
صبح آن شب که به دریا موجی
 تن نمی کوفت به موجی دیگر
چشم ماهی گیران دید
قایقی را به ره آب که داشت
 بر لب از حادثه تلخ شب پیش خبر
پس کشاندند سوی ساحل خواب آلودش
به همان جای که هست
 در همین لحظه غمناک به جا
 و به نزدیکی او
 می خروشد دریا
 وز ره دور فرا میرسد آن موج که می گوید باز
 از شبی طوفانی
 داستانی نه دراز
 

تبلیغات اینترنتی
 

   
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی