برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شعر 1 تا شعر 1 از مجموع 1 شعر در مسافر

مسافر

 دم غروب میان حضور خسته اشیا -  نگاه منتظری حجم وقت را می دید - و روی میز هیاهوی چند میوه نوبر - به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود -  و بوی باغچه را ‚ باد روی فرش - فراغت - نثار حاشیه صاف زندگی می کرد -  و مثل بادبزن ‚ ذهن ‚... ادامه شعر

پشتیبانان جس جو | Sponsored Links
 

   
 

© 2007 - 2014 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تعرفه تبلیغات