برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 24 از 24 مصراع از شعر از من گرفت گیتی یارم را در قصائد محمدتقی بهار


< شعر بعدی شعر قبلی >

از من گرفت گیتی یارم را




از من گرفت گیتی یارم را   وز چنگ من ربود نگارم را
ویرانه ساخت یکسره کاخم را   آشفته کرد یکسره کارم را
ز اشک روان و خاک به سر کردن   در پیش دیده کند مزارم را
یک سو سرشک و یک‌سو داغ دل   پر باغ لاله ساخت کنارم را
گر باغ لاله داد به من، پس چون   از من گرفت لاله عذارم را؟
در خاک کرد عشق و شبابم را   بر باد داد صبر و قرارم را
بر گور مرده ریخت شرابم را   در کام سگ فکند شکارم را
جام می‌ام فکند ز کف و آن گاه   اندر سرم شکست خمارم را
بس زار ناله کردم و پاسخ داد   با زهر خند، ناله‌ی زارم را
گفتم بهار عشق دمید اما   گیتی خزان نمود بهارم را
گیتی گنه نکرد و گنه دل کرد   کاین گونه کرد سنگین بارم را
باری، بر آن سرم که از این سینه   بیرون کنم دل بزه‌کارم را




کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی