برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 16 از 16 مصراع از شعر دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند در غزلیات محمدتقی بهار


< شعر بعدی شعر قبلی >

دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند




دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند   شو بار سفر بند که یاران همه رفتند
آن گرد شتابنده که در دامن صحراست   گوید : « چه نشینی؟ که سواران همه رفتند»
داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو   کز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند
گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست   کز کاخ هنر نادره‌کاران همه رفتند
افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند   اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند
فریاد که گنجینه‌طرازان معانی   گنجینه نهادند به ماران، همه رفتند
یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران   تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند
خون بار، بهار! از مژه در فرقت احباب   کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند




کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی