برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 30 مصراع از شعر ایرجا! رفتی و اشعار تو ماند در مثنویات محمدتقی بهار


< شعر بعدی شعر قبلی >

ایرجا! رفتی و اشعار تو ماند




ایرجا! رفتی و اشعار تو ماند   کوچ کردی تو و آثار تو ماند
چون کند قافله کوچ از صحرا   می‌نهد آتشی از خویش به جا
بار بستی تو ز سرمنزل من   آتشت ماند ولی در دل من
چون کبوتربچه‌ی پروازی   برگشودی پر و کردی بازی
اوج بگرفتی و بال افشاندی   ناگهان رفتی و بالا ماندی
تن زار تو فروخفت به خاک   روح پاک تو گذشت از افلاک
جامه پوشید سیه در غم تو   نامه شد جامه‌در از ماتم تو
شجر فضل و ادب بی‌بر شد   فلک دانش بی‌اختر شد
دفتر از هجر تو بی‌شیرازه است   وز غمت داغ مرکب تازه است
رفت در مرگ تو قدرت ز خیال   مزه از نکته و معنی زامثال
اندر آهنگ دگر پویه نماند   بر لب تار بجز مویه نماند
بی‌تو رفت از غزلیات فروغ   بی‌تو شد عاشقی و عشق دروغ
بی‌تو رندی و نظربازی مرد   راستی سعدی شیرازی مرد
اندر آن باغ که بر شاخه‌ی گل   آشیان ساخته‌ای چون بلبل
زیر سر کن ز ره مهر و وفا   گوشه‌ای بهر پذیرایی ما




کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی