برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 26 از 26 مصراع از شعر سرم خاک مستان فرخنده پی در آیینه اسکندری امیر خسرو دهلوی


< شعر بعدی

سرم خاک مستان فرخنده پی




سرم خاک مستان فرخنده پی   که شویند نقش خرد را به می
فروشم چو من مست باشم خراب   جهان خرد را به جام شراب
وگر شربت زندگانی بود   هم از خوردن پر گرانی بود
بجز می که بر بوی بیهوشیش   نی سیر چندان که می‌نوشیش
بیا ساقی اندر قدح پی به پی   به عاشق نوازی فرو ریز می
می کوبه عشق آشنایی دهد   ز تشویش خویشم رهایی دهد
بیا مطرب آن پرده‌های حکیم   کزو گشت پوسیده عقل سلیم
نوازش چنان کن که جان نژند   شود رسته زین عقل ناسودمند
بیا ساقی آن باده‌ی تلخ فام   که شیرینی عیش ریزد به کام
بده تا به شیرینی آرم به کار   که تلخی بسی دیدم از روزگار
بیا مطر با برکش آواز تر   دماغ مرا تر کن از ساز تر
بیا مطربا ساز کن پرده را   بسوز این دل عشق پرورده را
رسید از بتان جان خسرو به کام   به یک زخمه کن کار او را تمام




کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی