برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 91 تا 120 از 270 مصراع از شعر ای گشاینده‌ی خزاین جود در هشت بهشت امیر خسرو دهلوی


< شعر بعدی

ای گشاینده‌ی خزاین جود




کانج ازین گرده‌هات نغز نمود   نیز ازین نغز تر تواند بود
شاه را طیره کرد گفتارش   زعفران گشت رنگ گلنارش
گفت کای در خور جفا بدی   این چه گستاخیست و بی خردی
من که کارم همه نمونه بود   دیگری به ز من چگونه بود
این سخن گفت و پی به کین افشرد   او فگندش زین و مرکب برد
ماند بی خویشتن صنم تا دیر   تشنه و غرق آب و از جان سیر
بس به صد خستگی ز جا برخاست   راه صحرا گرفت و می شد راست
از کف پای خارهای چو تیر   می گذشتش چو سوزنی ز حریر
پا که از برگ گل فکار شود   چون شود چون به زیر خار شود
کس نه همراه و رهنماش مگر   سایه در زیر و آفتاب ز بر
می‌نمود اندران پریشانی   گفته و کرده را پشیمانی
قدری چو برین نمط بشتافت   گذر اندر سواد دیهی یافت
آن دهی بود بر کرانه‌ی دشت   کادمی هیچ از آن طرف نگذشت
آمد آن مه دران خرابه شتاب   همچو مهتاب کوفتد به خراب
در شد اندر تریچ دهقانی   در سفال شکسته ریحانی


قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی