برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 121 تا 150 از 270 مصراع از شعر ای گشاینده‌ی خزاین جود در هشت بهشت امیر خسرو دهلوی


< شعر بعدی

ای گشاینده‌ی خزاین جود




بود دهقان جوانی آزاده   هم هنرمند و هم ملک زاده
طرفه بر بط زنی گزیده سرود   دست چون ابر و برق بر سر رود
باز دانسته پرده‌ها را راز   مضحک و مبکی و منوم ساز
چون نگه کرد سرو سیمین را   روی گل رنگ و زلف مشکین را
ماند حیران که این چه جانور است   وندرین دشتش از کجا گذر است
این پری از کجا پرید اینجا   ور پری نیست چون رسید اینجا
گفت کای چشم بد ز روی تو دور   کیستی تو بدین لطافت و نور
ملکی با پری و یا مردم   خبری ده که با خبر گردم
صنم تن گدل ز تنگ دلی   داد بیرون دمی به صد خجلی
گفت یک یک ز جان بی آرام   قصه‌ی خویش و غصه‌ی بهرام
گفت ز آنجا که کارنامه‌ی تست   شرف ما به بارنامه‌ی تست
چون تو شایسته خداوندی   من پذیرفتمت به فرزندی
گر قناعت کین به خشک و تری   حاضر خدمتم به ماحضری
خواجه زان اختر فلک مایه   بر زمین بوسه داد چون سایه
از هنرها که بود حاصل او   از دل خویش ریخت در دل او


قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  دیکشنری  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی