برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 168 مصراع از شعر در مرثیه‌ی بهاء الدین زکریا در ترکیبات فخرالدین عراقی


شعر قبلی >

در مرثیه‌ی بهاء الدین زکریا




چون ننالم؟ چرا نگریم زار؟   چون نمویم؟ که می‌نیابم یار
کارم از دست رفت و دست از کار   دیده بی‌نور ماند و دل بی‌یار
دل فگارم، چرا نگریم خون؟   دردمندم، چرا ننالم زار؟
خاک بر فرق سر چرا نکنم؟   چون نشویم به خون دل رخسار؟
یار غارم ز دست رفت، دریغ!   ماندم، افسوس، پای بر دم مار
آفتابم ز خانه بیرون شد   منم امروز و وحشت شب تار
حال بیچاره‌ای چگونه بود؟   رفته از سر مسیح و او بیمار
خود همه خون گریستی بر من   بودی ار دوستی مرا غم‌خوار
روشنایی ده رفت، افسوس!   منم امروز و دیده‌ای خونبار
آن چنانم که دشمنم چو بدید   زار بگریست بر دل من، زار
خاطر عاشقی چگونه بود   هم دل از دست رفته، هم دلدار؟
سوختم ز آتش جدایی او   مرهمم نیست جز غم و تیمار
روز و شب خون گریستی بر من   بودی ار چشم بخت من بیدار
کارم از گریه راست می‌نشود   چه کنم؟ چیست چاره‌ی این کار؟
دلم از من بسی خراب‌تر است   خاطرم از جگرم کباب‌تر است


1 2 3 4 5 6 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  نهج البلاغه  |  دیکشنری  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی