برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 38 مصراع از شعر ستایش خرد در شاهنامه فردوسی


< شعر بعدی شعر قبلی >

ستایش خرد




کنون ای خردمند وصف خرد   بدین جایگه گفتن اندرخورد
کنون تا چه داری بیار از خرد   که گوش نیوشنده زو برخورد
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد   ستایش خرد را به از راه داد
خرد رهنمای و خرد دلگشای   خرد دست گیرد به هر دو سرای
ازو شادمانی وزویت غمیست   وزویت فزونی وزویت کمیست
خرد تیره و مرد روشن روان   نباشد همی شادمان یک زمان
چه گفت آن خردمند مرد خرد   که دانا ز گفتار از برخورد
کسی کو خرد را ندارد ز پیش   دلش گردد از کرده​ی خویش ریش
هشیوار دیوانه خواند ورا   همان خویش بیگانه داند ورا
ازویی به هر دو سرای ارجمند   گسسته خرد پای دارد ببند
خرد چشم جانست چون بنگری   تو بی​چشم شادان جهان نسپری
نخست آفرینش خرد را شناس   نگهبان جانست و آن سه پاس
سه پاس تو چشم است وگوش و زبان   کزین سه رسد نیک و بد بی​گمان
خرد را و جان را که یارد ستود   و گر من ستایم که یارد شنود
حکیما چو کس نیست گفتن چه سود   ازین پس بگو کافرینش چه بود


1 2 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی