برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 50 مصراع از شعر گفتار اندر آفرینش عالم در شاهنامه فردوسی


< شعر بعدی شعر قبلی >

گفتار اندر آفرینش عالم




از آغاز باید که دانی درست   سر مایه​ی گوهران از نخست
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید   بدان تا توانایی آرد پدید
سرمایه​ی گوهران این چهار   برآورده بی​رنج و بی​روزگار
یکی آتشی برشده تابناک   میان آب و باد از بر تیره خاک
نخستین که آتش به جنبش دمید   ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
وزان پس ز آرام سردی نمود   ز سردی همان باز تری فزود
چو این چار گوهر به جای آمدند   ز بهر سپنجی سرای آمدند
گهرها یک اندر دگر ساخته   ز هرگونه گردن برافراخته
پدید آمد این گنبد تیزرو   شگفتی نماینده​ی نوبه​نو
ابرده و دو هفت شد کدخدای   گرفتند هر یک سزاوار جای
در بخشش و دادن آمد پدید   ببخشید دانا چنان چون سزید
فلکها یک اندر دگر بسته شد   بجنبید چون کار پیوسته شد
چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ   زمین شد به کردار روشن چراغ
ببالید کوه آبها بر دمید   سر رستنی سوی بالا کشید
زمین را بلندی نبد جایگاه   یکی مرکزی تیره بود و سیاه


1 2 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی