برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 30 مصراع از شعر گفتار اندر آفرینش مردم در شاهنامه فردوسی


< شعر بعدی شعر قبلی >

گفتار اندر آفرینش مردم




چو زین بگذری مردم آمد پدید   شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند   به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرنده​ی هوش و رای و خرد   مر او را دد و دام فرمان برد
ز راه خرد بنگری اندکی   که مردم به معنی چه باشد یکی
مگر مردمی خیره خوانی همی   جز این را نشانی ندانی همی
ترا از دو گیتی برآورده​اند   به چندین میانچی بپرورده​اند
نخستین فطرت پسین شمار   تویی خویشتن را به بازی مدار
شنیدم ز دانا دگرگونه زین   چه دانیم راز جهان آفرین
نگه کن سرانجام خود را ببین   چو کاری بیابی ازین به گزین
به رنج اندر آری تنت را رواست   که خود رنج بردن به دانش سزاست
چو خواهی که یابی ز هر بد رها   سر اندر نیاری به دام بلا
نگه کن بدین گنبد تیزگرد   که درمان ازویست و زویست درد
نه گشت زمانه بفرسایدش   نه آن رنج و تیمار بگزایدش
نه از جنبش آرام گیرد همی   نه چون ما تباهی پذیرد همی
ازو دان فزونی ازو هم شمار   بد و نیک نزدیک او آشکار




کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی