برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 28 از 28 مصراع از شعر در خلوتی که ره نیست پیغمبر صبا را در غزلیات فروغی بسطامی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در خلوتی که ره نیست پیغمبر صبا را




در خلوتی که ره نیست پیغمبر صبا را   آن‌جا که می‌رساند پیغامهای ما را
گوشی که هیچ نشنید فریاد پادشاهان   خواهد کجا شنیدن داد دل گدا را
در پیش ماه‌رویان سر خط بندگی ده   کاین جا کسی نخوانده‌ست فرمان پادشا را
تا ترک جان نگفتم، آسوده دل نخفتم   تا سیر خود نکردم نشناختم خدا را
بالای خوش‌خرامی آمد به قصد جانم   یا رب که برمگردان از جانم این بلا را
ساقی سبو کشان را می خرمی نیفزود   برجام می بیفزا لعل طرب فزا را
دست فلک ز کارم وقتی گره گشاید   کز یکدیگر گشایی زلف گره گشا را
در قیمت دهانت نقد روان سپردم   یعنی به هیچ دادم جان گران‌بها را
تا دامن قیامت، از سرو ناله خیزد   گر در چمن چمانی آن قامت رسا را
خورشید اگر ندیدی در زیر چتر مشکین   بر عارضت نظر کن گیسوی مشک‌سا را
جایی نشاندی آخر بیگانه را به مجلس   کز بهر آشنایان خالی نساخت جا را
گر وصف شه نبودی مقصود من، فروغی   ایزد به من ندادی طبع غزل‌سرا را
شاه سریر تمکین شایسته ناصرالدین   کز فر پادشاهی فرمان دهد قضا را
شاها بسوی خصمت تیر دعا فکندم   از کردگار خواهم تاثیر این دعا را




کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی