برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 20 از 20 مصراع از شعر ترک چشمش که مست و مخمور است در غزلیات فروغی بسطامی


< شعر بعدی شعر قبلی >

ترک چشمش که مست و مخمور است




ترک چشمش که مست و مخمور است   خون ما گر بریخت معذور است
کوی معشوق عرصه‌ی محشر   بانگ عشاق نغمه‌ی صور است
خسرو عشق چون به قهر آید   صبر مغلوب و عقل مقهور است
همه از زورمند در حذرند   من ز سرپنجه‌ای که بی‌زور است
با وجود بلای عشق خوشم   که ز بالای او بلا دور است
برنیاید به صد هزاران جان   از دهان تو آن چه منظور است
گر به شیرین لب تو جان ندهم   چه کنم با سری که پر شور است
من و بختی که مایه‌ی ظلمت   تو و رویی که چشمه‌ی نور است
می فروش از لب تو وام گرفت   نشنه‌ای که آن در آب انگور است
داستان فروغی و رخ دوست   نقل موسی و آتش طور است




کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی