برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 22 از 22 مصراع از شعر گر باغبان نظر به گلستان کند تو را در غزلیات فروغی بسطامی


< شعر بعدی شعر قبلی >

گر باغبان نظر به گلستان کند تو را




گر باغبان نظر به گلستان کند تو را   بر تخت گل نشاند و سلطان کند تو را
گر صبح‌دم به دامن گلشن گذر کنی   دست نسیم، گل به سرافشان کند تو را
مشرق هزار پاره کند جیب خویشتن   گر یک نظر به چاک گریبان کند تو را
ای کاش چهره‌ی تو سحر بنگرد سپهر   تا قبله گاه مهر درخشان کند تو را
دور فلک به چشم تو تعلیم سحر داد   تا چشم بند مردم دوران کند تو را
چون مار زخم خورده، دل افتد به پیچ و تاب   هرگه که یاد طره‌ی پیچان کند تو را
در هیچ حال خاطر ما از تو جمع نیست   قربان حالتی که پریشان کند تو را
با هیچ‌کس به کشتن من مشورت مکن   ترسم خدا نکرده، پشیمان کند تو را
الحق سزد که تربیت خسرو عجم   میر نظام لشکر ایران کند تو را
جم احتشام ناصرالدین شه که عون او   هم‌داستان رستم دستان کند تو را
داند هلاک جان فروغی به دست کیست   هر کس که سیر نرگس فتان کند تو را




کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی