برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 61 تا 86 از 86 مصراع از شعر قصیده در مدح شاه شیخ ابواسحاق در قصائد حافظ


شعر قبلی >

قصیده در مدح شاه شیخ ابواسحاق




ملالتی که کشیدی سعادتی دهدت   که مشتری نسق کار خود از آن گیرد
از امتحان تو ایام را غرض آن است   که از صفای ریاضت دلت نشان گیرد
وگرنه پایه​ی عزت از آن بلندتر است   که روزگار بر او حرف امتحان گیرد
مذاق جانش ز تلخی غم شود ایمن   کسی که شکر شکر تو در دهان گیرد
ز عمر برخورد آن​کس که در جمیع صفات   نخست بنگرد آنگه طریق آن گیرد
چو جای جنگ نبیند به جام یازد دست   چو وقت کار بود تیغ جان​ستان گیرد
ز لطف غیب به سختی رخ از امید متاب   که مغز نغز مقام اندر استخوان گیرد
شکر کمال حلاوت پس از ریاضت یافت   نخست در شکن تنگ از آن مکان گیرد
در آن مقام که سیل حوادث از چپ و راست   چنان رسد که امان از میان کران گیرد
چه غم بود به همه حال کوه ثابت را   که موجهای چنان قلزم گران گیرد
اگرچه خصم تو گستاخ می​رود حالی   تو شاد باش که گستاخی​اش چنان گیرد
که هر چه در حق این خاندان دولت کرد   جزاش در زن و فرزند و خان و مان گیرد
زمان عمر تو پاینده باد کاین نعمت   عطیه​ای است که در کار انس و جان گیرد


قبلی 1 2 3


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی