برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 50 مصراع از شعر خبر یافتن پدر مجنون از عشق او به لیلی در اورنگ ششم جامی


< شعر بعدی شعر قبلی >

خبر یافتن پدر مجنون از عشق او به لیلی




مسکین پدرش خبر چو ز آن یافت   چون باد به سوی او عنان تافت
مهر پدری ز دل زدش جوش   وز مهر کشیدش اندر آغوش
کای جان پدر! چه حال داری؟   رو بهر چه در وبال داری؟
امروز شنیده‌ام که جایی   دادی دل خود به دلربایی
در خطه‌ی این خط مجازی   نیکو هنری‌ست عشقبازی،
لیکن همه کس به آن سزا نیست   هر منظر خوب، دلگشا نیست
لیلی که به چشم تو عزیزست،   نسبت به تو کمترین کنیزست
بردار خدای را دل از وی!   پیوند امید بگسل از وی!
وین نیز مقررست و معلوم   کن حی که به لیلی‌اند موسوم،
داریم درین نشیمن جنگ   صد تیغ به خون یکدگر رنگ
مجنون به پدر درین نصایح   گفت: «ای به زبان مهر، ناصح!
هر نکته‌ی حکمتی که گفتی   هر در نصیحتی که سفتی
با تو نه دل عتاب دارم،   لیکن همه را جواب دارم
گفتی که: شدی ز عشق مفتون   وز جذبه‌ی عاشقی دگرگون
آری! نزنم نفس ز انکار   عشق است مرا درین جهان کار


1 2 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی