برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 46 مصراع از شعر سیاست کردن پدر لیلی وی را به خاطر دیدار مجنون در اورنگ ششم جامی


< شعر بعدی شعر قبلی >

سیاست کردن پدر لیلی وی را به خاطر دیدار مجنون




مجنون چو به حکم آن دل‌افروز   محروم شد از زیارت روز
شب‌ها به لباس شب‌روانه   گشتی به ره طلب روانه
منزل به دیار یار کردی   و آنجا همه شب قرار کردی
گفتی ز فراق روز با او   صد قصه‌ی سینه سوز با او
یک شب به هم آن دو پاک‌دامان   در کشور عشق نیک‌نامان
بودند نشسته هر دو تنها   انداخته در میان سخن‌ها
از مرده‌دلان حی، جوانی   در شیوه‌ی عشق بدگمانی
بر صحبت تنگشان حسد برد   واندر حقشان گمان بد برد
شد روز دگر به خلوت راز   پیش پدرش فسانه‌پرداز
در خرمن خشکش آتش افروخت   ز آن شعله نخست خرمنش سوخت
آمد سوی لیلی آتش‌افکن   و آن راز شبانه ساخت روشن
بهر ادبش گشاد پنجه   گل را به تپانچه ساخت رنجه
چون نیلوفر ز زخم سیلی   کردش رخ لاله رنگ، نیلی
. . .   بعد از همه یاد کرد سوگند
کز جرات قیس ازین غم آباد   خواهم به خلیفه برد فریاد


1 2 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  قرآن مجید  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2020 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی