برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 31 تا 60 از 184 مصراع از شعر در مرثیه‌ی خاقان اعظم منوچهر پسر فریدون شروان شاه در ترکیبات خاقانی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در مرثیه‌ی خاقان اعظم منوچهر پسر فریدون شروان شاه




دربند چار آخور سنگین چه مانده‌ای   در زیر هفت آینه خود بین چه مانده‌ای
جان شهربند طبع و خرد ده کیای کون   در خون این غریب نوآئین چه مانده‌ای
ای بسته دیو نفس تو را بر عروس عقل   تو پای‌بست بستن آذین چه مانده‌ای
آمد سماع زیور دوشیزگان غیب   بی‌رقص و حال چو کر عنین چه مانده‌ای
زرین همای چتر سپهر است بالشت   بی‌بال چون حواصل آگین چه مانده‌ای
نی زر خالصی ز پی همسری جو   موقوف حکم نامه‌ی شاهین چه مانده‌ای
روزت صلای شام هم از بامداد زد   تو در نماز دیگر و پیشین چه مانده‌ای
این چرخ زهرفام چو افعی است پیچ پیچ   در بند گنج و مهره‌ی نوشین چه مانده‌ای
در کام افعی از لب و دندان زهر پاش   در آرزوی بوسه‌ی شیرین چه مانده‌ای
گر چرخ را کلیچه‌ی سیم است و قرص زر   گو باش چشم گرسنه چندین چه مانده‌ای
مرگ از پی خلاص تو غم‌خوار واسطه است   جان کن نثار واسطه، غمگین چه مانده‌ای
مرگ است چهره شوی حیات تو همچو می   می بر کف است چهره پر از چین چه مانده‌ای
خاقانیا نه تشنه دلانند زیر خاک   کاریز دیده بی‌نم خونین چه مانده‌ای
گر جان سگ نداری از این چرخ سنگ‌سار   بعد از وفات تاج سلاطین چه مانده‌ای
پنداری این سخن به اراجیف رانده‌اند   یا خاصگانش در پس پرده نشانده‌اند


قبلی 1 2 3 4 5 6 7 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی