برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 14 از 14 مصراع از شعر مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا در غزلیات جلال‌الدین محمد بلخی


< شعر بعدی شعر قبلی >

مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا




مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا   مهمان صاحب دولتم که دولتش پاینده با
بر خوان شیران یک شبی بوزینه​ای همراه شد   استیزه رو گر نیستی او از کجا شیر از کجا
بنگر که از شمشیر شه در قهرمان خون می​چکد   آخر چه گستاخی است این والله خطا والله خطا
گر طفل شیری پنجه زد بر روی مادر ناگهان   تو دشمن خود نیستی بر وی منه تو پنجه را
آن کو ز شیران شیر خورد او شیر باشد نیست مرد   بسیار نقش آدمی دیدم که بود آن اژدها
نوح ار چه مردم وار بد طوفان مردم خوار بد   گر هست آتش ذره​ای آن ذره دارد شعله​ها
شمشیرم و خون ریز من هم نرمم و هم تیز من   همچون جهان فانیم ظاهر خوش و باطن بلا




کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی