برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 34 مصراع از شعر ای طایران قدس را عشقت فزوده بال​ها در غزلیات جلال‌الدین محمد بلخی


< شعر بعدی شعر قبلی >

ای طایران قدس را عشقت فزوده بال​ها




ای طایران قدس را عشقت فزوده بال​ها   در حلقه سودای تو روحانیان را حال​ها
در لا احب الافلین پاکی ز صورت​ها یقین   در دیده​های غیب بین هر دم ز تو تمثال​ها
افلاک از تو سرنگون خاک از تو چون دریای خون   ماهت نخوانم ای فزون از ماه​ها و سال​ها
کوه از غمت بشکافته وان غم به دل درتافته   یک قطره خونی یافته از فضلت این افضال​ها
ای سروران را تو سند بشمار ما را زان عدد   دانی سران را هم بود اندر تبع دنبال​ها
سازی ز خاکی سیدی بر وی فرشته حاسدی   با نقد تو جان کاسدی پامال گشته مال​ها
آن کو تو باشی بال او ای رفعت و اجلال او   آن کو چنین شد حال او بر روی دارد خال​ها
گیرم که خارم خار بد خار از پی گل می​زهد   صراف زر هم می​نهد جو بر سر مثقال​ها
فکری بدست افعال​ها خاکی بدست این مال​ها   قالی بدست این حال​ها حالی بدست این قال​ها
آغاز عالم غلغله پایان عالم زلزله   عشقی و شکری با گله آرام با زلزال​ها
توقیع شمس آمد شفق طغرای دولت عشق حق   فال وصال آرد سبق کان عشق زد این فال​ها
از رحمه للعالمین اقبال درویشان ببین   چون مه منور خرقه​ها چون گل معطر شال​ها
عشق امر کل ما رقعه​ای او قلزم و ما جرعه​ای   او صد دلیل آورده و ما کرده استدلال​ها
از عشق گردون موتلف بی​عشق اختر منخسف   از عشق گشته دال الف بی​عشق الف چون دال​ها
آب حیات آمد سخن کاید ز علم من لدن   جان را از او خالی مکن تا بردهد اعمال​ها


1 2 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی