برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 44 مصراع از شعر ای دل چه اندیشیده​ای در عذر آن تقصیرها در غزلیات جلال‌الدین محمد بلخی


< شعر بعدی شعر قبلی >

ای دل چه اندیشیده​ای در عذر آن تقصیرها




ای دل چه اندیشیده​ای در عذر آن تقصیرها   زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا
زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم   زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا
زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد   زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا
چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود   چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا
از بد پشیمان می​شوی الله گویان می​شوی   آن دم تو را او می​کشد تا وارهاند مر تو را
از جرم ترسان می​شوی وز چاره پرسان می​شوی   آن لحظه ترساننده را با خود نمی​بینی چرا
گر چشم تو بربست او چون مهره​ای در دست او   گاهی بغلطاند چنین گاهی ببازد در هوا
گاهی نهد در طبع تو سودای سیم و زر و زن   گاهی نهد در جان تو نور خیال مصطفی
این سو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان   یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گرداب​ها
چندان دعا کن در نهان چندان بنال اندر شبان   کز گنبد هفت آسمان در گوش تو آید صدا
بانک شعیب و ناله​اش وان اشک همچون ژاله​اش   چون شد ز حد از آسمان آمد سحرگاهش ندا
گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت   فردوس خواهی دادمت خامش رها کن این دعا
گفتا نه این خواهم نه آن دیدار حق خواهم عیان   گر هفت بحر آتش شود من درروم بهر لقا
گر رانده آن منظرم بستست از او چشم ترم   من در جحیم اولیترم جنت نشاید مر مرا
جنت مرا بی​روی او هم دوزخست و هم عدو   من سوختم زین رنگ و بو کو فر انوار بقا


1 2 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  قرآن مجید  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2019 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی