برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 56 مصراع از شعر به نام ایزد بخشاینده در اقبال نامه نظامی گنجوی


< شعر بعدی

به نام ایزد بخشاینده




خرد هر کجا گنجی آرد پدید   ز نام خدا سازد آنرا کلید
خدای خرد بخش بخرد نواز   همان ناخردمند را چاره ساز
رهائی ده بستگان سخن   توانا کن ناتوانان کن
نهان آشکارا درون و برون   خرد را به درگاه او رهنمون
برارنده‌ی سقف این بارگاه   نگارنده نقش این کارگاه
ز دانستنش عقل را ناگزیر   بزرگی و دانائیش دلپذیر
به حکم آشکارا به حکمت نهفت   ستاینده حیران ازو وقت گفت
سزای پرستش پرستنده را   تولا بدو مرده و زنده را
ورای همه بوده‌ای بود او   همه رشته‌ای گوهر آمود او
یکی کز دوئی حضرتش هست پاک   نه از آب و آتش نه از باد و خاک
همه آفریدست در هفت پوست   بدو آفرین کافریننده اوست
همه بود را هست ازو ناگزیر   به بود کس او نیست نسبت پذیر
بدو هیچ پوینده را راه نیست   خردمند ازین حکمت آگاه نیست
گرت مذهب این شد که بالا بود   ز تعظیم او زیر تنها بود
وگر ذات او زیر گوئی که هست   خدا را نخواند کسی زیردست


1 2 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی