برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 56 مصراع از شعر در نعت پیغمبر اکرم در اقبال نامه نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در نعت پیغمبر اکرم




محمد که بی‌دعوی تخت و تاج   ز شاهان به شمشیر بستد خراج
غلط گفتم آن شاه سدره سریر   که هم تاجور بود و هم تخت گیر
تنش محرم تخت افلاک بود   سرش صاحب تاج لولاک بود
فرشته نمودار ایزد شناس   که مارا بدو هست از ایزد سپاس
رساننده ما را به خرم بهشت   رهاننده از دوزخ تنگ زشت
سپیده دمی در شب کاینات   سیاهی نشینی چو آب حیات
گر او بر نکردی سر از طاق عرش   که برقع دریدی برین سبز فرش
ره انجام روحانی او دادمان   ره آورد عرش او فرستادمان
نیرزد به خاک سر کوی او   سر ما همه یک سر موی او
ز ما رنجه و راحت اندوز ما   چراغ شب و مشعل روز ما
درستی ده هر دلی کو شکست   شفاعت کن هر گناهی که هست
سرآمدترین همه سروران   گزیده‌تر جمله‌ی پیغمبران
گر آدم ز مینو درآمد به خاک   شد آن گنج خاکی به مینوی پاک
گر آمد برون ماه یوسف ز چاه   شد آن چشمه از چاه بر اوج ماه
اگر خضر بر آب حیوان گذشت   محمد ز سرچشمه‌ی جان گذشت


1 2 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی