برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 62 مصراع از شعر خطاب زمین بوس در اقبال نامه نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

خطاب زمین بوس




زهی آفتابی که از دور دست   به نور تو بینیم در هر چه هست
چراغ ارچه باشد هم از جنس نور   جز او را به او دید نتوان ز دور
نه آن شد کله داری پادشاه   که دارد به گنجینه در صد کلاه
کله داری آن شد که بر هر سری   نهد هر زمان از کلاه افسری
دماغی که آن در سر آرد غرور   ز سرها تو کردی به شمشیر دور
چو عالی بود رایت و رای شاه   همش بزم فرخ بود هم سپاه
توئی رایت از نصرت آراسته   تردد ز رای تو برخاسته
کیان گر گذشتند ازین بزمگاه   به سرسبزی آنک تو داری کلاه
تو امروز بر خلق فرماندهی   به نفس خود از آفرینش بهی
کله‌دار عالم توئی در جهان   که از توست بر سر کلاه مهان
ز کاوس و کیخسرو و کیقباد   توئی بیشدادای به از پیشداد
چو در داد بیشی و پیشیت هست   سزد گر شوی بر کیان پیش دست
برآیی برین هفت پیروزه کاخ   کنی پرده‌ی تنگ هستی فراخ
ز کاس نظامی یکی طاس می   خوری هم به آیین کاوس کی
ستامی بدان طاس طوسی نواز   حق شاهنامه ز محمود باز


1 2 3 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی