برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 271 تا 300 از 322 مصراع از شعر دعای پادشاه سعید علاء الدین کرپ ارسلان در هفت پیکر نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

دعای پادشاه سعید علاء الدین کرپ ارسلان




نه چنان کز پس قرانی چند   قلمش درکشد سپهر بلند
چونکه پختم به دور هفت هزار   دیگ پختی چنین به هفت افزار
نوشش از بهر جان فروزی تست   نوش بادت بخور که روزی تست
چاشنی گیریش به جان کردم   وانگهی بر تو جانفشان کردم
ای فلکها به خویش تو بلند   هم فلک زاد و هم فلک پیوند
بر فلک چون پرم که من زمیم   کی رسم در فرشته کادمیم
خواستم تا به نیشکر قلمی   سبزه رویانم از سواد زمی
از شکر توشه‌های راه کنم   تا شکر ریز بزم شاه کنم
گز نیم محرم شکر ریزی   پاس دار شهم به شب خیزی
آفتابست شاه عالمتاب   دیده من شده برابرش آب
آفتاب ار توان بر آب زدن   آب نتوان بر آفتاب زدن
چشم با چشمه‌گر نمی‌سازد   با خیالش خیال می‌بازد
چیست کان نیست در خزینه شاه   به جز این نقد نو رسیده ز راه
دستگاهیش ده به سم سمند   تا شود پایگاهش از تو بلند
کشته کوه کابر ساقی اوست   خوردن آب چه ندارد دوست


قبلی 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی