برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 61 تا 90 از 322 مصراع از شعر دعای پادشاه سعید علاء الدین کرپ ارسلان در هفت پیکر نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

دعای پادشاه سعید علاء الدین کرپ ارسلان




چون در کان جود بگشاید   گنج بخشد گناه بخشاید
شه چو دریاست بی‌دروغ و دریغ   جزر و مدش به تازیانه و تیغ
هرچه آرد به زخم تیغ فراز   به سر تازیانه بخشد باز
مشتری‌وار بر سپهر بلند   گور کیوان کند به سم سمند
گر ندیدی بر اژدها شیری   وافتابی کشیده شمشیری
شاه را بین که در مصاف و شکار   اژدها صورتست و شیر سوار
ناچخش زیر اژدهای علم   اژدها را چو مار کرده قلم
تنگی مطرحش به تیر دو شاخ   کرده بر شیر شرزه گور فراخ
نوک تیرش به هر کجا که بتافت   گه جگر دوخت گناه موی شکافت
بازی خرس برده از شمشیر   خرس بازی در آوریده به شیر
شیرگیری ولیک نز مستی   شیرگیری به اژدها دستی
گرگ درنده را به کوه سهند   دست و پائی به یک دو شاخ افکند
شه چو از گرگ دست و پا برده   شیر با او به دست و پا مرده
تیرش از دست گرگ و پای پلنگ   برسم گور کرده صحرا تنگ
صیدگاهش ز خون دریا جوش   گاه گرگینه گه پلنگی پوش


قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی