برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 211 تا 240 از 322 مصراع از شعر دعای پادشاه سعید علاء الدین کرپ ارسلان در هفت پیکر نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

دعای پادشاه سعید علاء الدین کرپ ارسلان




آسمان با بروج او به درست   هفت خوان و دوازده رخ تست
همه عالم تنست و ایران دل   نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد   دل ز تن به بود یقین باشد
زان ولایت که مهتران دارند   بهترین جای بهتران دارند
دل توئی وین مثل حکایت تست   که دل مملکت ولایت تست
ای به خضر و سکندری مشهور   مملکت را ز علم و عدل تو نور
ز آهنی گر سکندر آینه ساخت   خضر اگر سوی آب حیوان تاخت
گوهر آینه است سینه تو   آب حیوان در آبگینه تو
هر ولایت که چون تو شه دارد   ایزد از هر بدش نگه دارد
زان سعادت که در سرت دانند   مقبل هفت کشورت خوانند
پنجمین کشور از تو آبادان   وز تو شش کشور دیگر شادان
همه مرزی ز مهربانی تو   به تمنای مرزبانی تو
چار شه داشتند چار طراز   پنجمین شان توئی به عمر دراز
داشت اسکندر ارسطاطالیس   کز وی آموخت علمهای نفیس
بزم نوشیروان سپهری بود   کز جهانش بزرگمهری بود


قبلی 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی