برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 241 تا 270 از 322 مصراع از شعر دعای پادشاه سعید علاء الدین کرپ ارسلان در هفت پیکر نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

دعای پادشاه سعید علاء الدین کرپ ارسلان




بود پرویز را چه باربدی   که نوا صد نه صدهزار زدی
وان ملک را که بد ملکشه نام   بود دین‌پروری چو خواجه نظام
تو کز ایشان به افسری داری   چون نظامی سخنوری داری
ای نظامی بلند نام از تو   یافته کار او نظام از تو
خسروان دیگر زکان گزاف   می‌زنند از خزینه بخشی لاف
دانه در خاک شور می‌ریزند   سرمه در چشم کور می‌بیزند
در گل شوره دانه افشانی   بر نیارد مگر پشیمانی
در زمینی درخت باید کشت   کاورد میوه‌ای چو باغ بهشت
باده چون خاک را دهد ساقی   نام دهقان کجا بود باقی
جز تو کز داد و دانشت حرمیست   کیست کو را به جای خود کرمیست
من که الحق شناختم به قیاس   کاهل فرهنگ را تو داری پاس
نخری زرق کیمیاسازان   نپذیری فریب طنازان
نقش این کارنامه ابدی   در تو بستم به طالع رصدی
مقبل آن کس که دخل دانه او   بر چنین آورد به خانه او
کابد الدهر تا بود بر جای   باشد از نام او صحیفه گشای


قبلی 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی