برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 26 از 26 مصراع از شعر سرآغاز در خسرو و شیرین نظامی گنجوی


< شعر بعدی

سرآغاز




خداوند در توفیق بگشای   نظامی را ره تحقیق بنمای
دلی ده کو یقینت را بشاید   زبانی کافرینت را سراید
مده ناخوب را بر خاطرم راه   بدار از ناپسندم دست کوتاه
درونم را به نور خود برافروز   زبانم را ثنای خود در آموز
به داودی دلم را تازه گردان   زبورم را بلند آوازه گردان
عروسی را که پروردم به جانش   مبارک روی گردان در جهانش
چنان کز خواندنش فرخ شود رای   ز مشک افشاندش خلخ شود جای
سوادش دیده راه پر نور دارد   سماعش مغز را معمور دارد
مفرح نامه‌ی دلهاش خوانند   کلید بند مشکل هاش دانند
معانی را بدو ده سربلندی   سعادت را بدو کن نقش‌بندی
به چشم شاه شیرین کن جمالش   که خود بر نام شیرینست فالش
نسیمی از عنایت یار او کن   ز فیضت قطره‌ای در کار او کن
چو فیاض عنایت کرد یاری   بیارای کان معنی تا چه داری




کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2021 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی