برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 31 تا 60 از 88 مصراع از شعر در توحید باری در خسرو و شیرین نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

در توحید باری




شناسائیش بر کس نیست دشوار   ولیکن هم به حیرت می‌کشد کار
نظر دیدش چو نقش خویش برداشت   پس انگاهی حجاب از پیش برداشت
مبرا حکمش از زودی و دیری   منزه ذاتش از بالا و زیری
حروف کاینات ار بازجوئی   همه در تست و تو در لوح اوئی
چو گل صدپاره کن خود را درین باغ   که نتوان تندرست آمد بدین داغ
تو زانجا آمدی کاین جا دویدی   ازین جا در گذر کانجا رسیدی
ترازوی همه ایزدشناسی   چه باشد جز دلیلی یا قیاسی
قیاس عقل تا آنجاست بر کار   که صانع را دلیل آید پدیدار
مده اندیشه را زین پیشتر راه   که یا کوه آیدت در پیش یا چاه
چو دانستی که معبودی ترا هست   بدار از جستجوی چون و چه دست
زهر شمعی که جوئی روشنائی   به وحدانیتش یابی گوائی
گه از خاکی چو گل رنگی برآرد   گه از آبی چو ما نقشی نگارد
خرد بخشید تا او را شناسیم   بصارت داد تا هم زو هراسیم
فکند از هیت نه حرف افلاک   رقوم هندسی بر تخته خاک
نبات روح را آب از جگر داد   چراغ عقل را پیه از بصر داد


قبلی 1 2 3 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی