برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 42 مصراع از شعر رسیدن نامه شیرین به خسرو در خسرو و شیرین نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

رسیدن نامه شیرین به خسرو




چو خسرو نامه شیرین فرو خواند   از آن شیرین سخن عاجز فرو ماند
به خود گفتا جوابست این نه جنگ است   کلوخ‌انداز را پاداش سنگست
جواب آنچه بایستش دریدن   شنیدم آنچه می‌باید شنیدن
دگر باره شد از شیرین شکرخواه   که غوغای مگس برخاست از راه
ز کار آشوبی مریم بر آسود   رطب بی‌استخوان شد شمع بی دود
چو مریم کرد دست از جشن کوتاه   جهان چون جشن مریم گشت بر شاه
چو دشمن شد همه کاری به کامست   یکی آب از پس دشمن تمام است
به شیرین چند چربی‌ها فرستاد   به روغن نرم کرد آهن ز پولاد
بت فرمانبرش فرمان پذیرفت   که دردی داشت کان درمان پذیرفت
به خسرو پیش از آنش بود پندار   کزان نیکوترش باشد طلب کار
فرستد مهد و در کاوینش آورد   به مهد خود عروس آیینش آرد
به دفترها عتاب آغاز می‌کرد   عتابش بیش می‌شد ناز می‌کرد
متاع نیکوی بر کار می‌دید   بها می‌کرد چون بازار می‌دید
متاع از مشتری یابد روائی   به دیده قدر گیرد روشنائی
ز بهر سود خود این پند بنیوش   متاعی کان بنخرند از تو مفروش


1 2 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  دیکشنری  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی