برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 31 تا 60 از 140 مصراع از شعر صفت داد و دهش خسرو در خسرو و شیرین نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

صفت داد و دهش خسرو




به گرداگرد تخت طاقدیسش   دهان تاجداران خاک لیسش
همه تمثال‌های آسمانی   رصد بسته بر آن تخت کیانی
ز میخ ماه تا خرگاه کیوان   درو پرداخته ایوان بر ایوان
کواکب را ز ثابت تا به سیار   دقایق با درج پیموده مقدار
به ترتیب گهرهای شب افروز   خبر داده ز ساعات شب و روز
شناسائی که انجم را رصد راند   از آن تخت آسمان را تخته بر خواند
کسی کو تخت خسرو در نظر داشت   هزاران جام کیخسرو ز برداشت
چنین تختی نه تختی کاسمانی   بر او شاهی نه شه صاحبقرانی
چو پیلی گر بود پیل آدمی روی   چو شیر ار شیر باشد عنبرین موی
زمین تا آسمان رانی گشاده   ثریا تاثری خوانی نهاده
ارم را خشک بد در مجلسش جام   فلک را حلقه بد بر درگهش نام
بزرگی بایدت دل در سخا بند   سر کیسه به برگ گندنا بند
درم داری که از سختی در آید   سرو کارش به بدبختی گراید
به شادی شغل عالم درج میکن   خراجش میستان و خرج میکن
چنین میده چنان کش میستانی   و گر بدهی و نستانی تو دانی


قبلی 1 2 3 4 5 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  دیکشنری  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی