برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 1 تا 30 از 350 مصراع از شعر شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را در خسرو و شیرین نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را




به آیین جهانداران یکی روز   به مجلس بود شاه مجلس افروز
به عزم دست بوسش قاف تا قاف   کمر بسته کله‌داران اطراف
نشسته پیش تختش جمله شاهان   ز چین تا روم و از ری تا سپاهان
ز سالار ختن تا خسرو زنگ   همه بر یاد خسرو باده در چنگ
چو دوری چند می در داد ساقی   نماند از شرم شاهان هیچ باقی
شهنشه شرم را برقع برافکند   سخن لختی به گستاخی در افکند
که خوبانی که در خورد فریشند   ز عالم در کدامین بقعه بیشند
یکی گفتا لطافت روم دارد   لطف گنج است و گنج آن بوم دارد
یکی گفت از ختن خیزد نکوئی   فسانه است آن طرف در خوبروئی
یکی گفت ارمن است آن بوم‌آباد   که پیرکهای او باشد پریزاد
یکی گفتا که در اقصای کشمیر   ز شیرینی نباشد هیچ تقصیر
یکی گفتا سزای بزم شاهان   شکر نامی است در شهر سپاهان
به شکر بر ز شیرینیش بیداد   وزو شکر به خوزستان به فریاد
به زیر هر لبش صد خنده بیشست   لبش را چون شکر صد بنده بیشست
قبا تنگ آید از سروش چمن را   درم واپس دهد سیمش سمن را


1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  دیکشنری  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی