برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 271 تا 300 از 350 مصراع از شعر شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را در خسرو و شیرین نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را




به سر کردم نگردانم سر از یار   سری دارم مباح از بهر این کار
دیگر ره گفت که این تدبیر خام است   صبوری کن که رسوائی تمام است
مرا آن به که از شیرین شکیبم   نه طفلم تا به شیرینی فریبم
به باید در کشیدن میل را میل   که کس را کار برناید به تعجیل
مرا شیرین و شکر هر دو در جام   چرا بر من به تلخی گردد ایام
دلم با این رفیقان بی‌رفیق است   ز بس ملاحبان کشتی غریق است
نمی‌خواهی که زیر افتی چو سایه   مشو بر نردبان جز پایه پایه
چنان راغب مشو در جستن کام   که از نایافتن رنجی سرانجام
طمع کم دار تا گر بیش یابی   فتوحی بر فتوح خویش یابی
دل آن به کز در مردی در آید   مراد مردم از مردی بر آید
به صبرم کرد باید رهنمونی   زنی شد با زنان کردن زبونی
به مردان بر زنی کردن حرام است   زنی کردن زنی کردن کدام است؟
مرا دعوی چه باید کرد شیری   که آهوئی کند بر من دلیری
اگر خود گوسپندی رند و ریشم   نه بر پشم کسان بر پشم خویشم
چو پیلان را ز خود با کس نگفتم   چو پیله در گلیم خویش خفتم


قبلی 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی