برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 61 تا 90 از 350 مصراع از شعر شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را در خسرو و شیرین نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را




گروهی تازه روی و عشرت افروز   به گاه خوشدلی روشن‌تر از روز
نشاط آغاز کرد و باده می‌خورد   غم آن لعبت آزاده می‌خورد
نهفته باز می‌پرسید جایش   به دست آورد هنجار سرایش
شبی برخاست تنها با غلامی   ز بازار شکر برخواست کامی
چو خسرو بر سر کوی شکر شد   سپاهان قصر شیرینی دگر شد
حلاوتهای عیش آن عصر می‌داشت   که شکر کوی و شیرین قصر می‌داشت
به در بر حلقه زد خاموش خاموش   برون آمد غلامی حلقه در گوش
جوانی دید زیبا روی بر در   نمودار جهانداریش در سر
فرود آوردش از شبدیز چون ماه   فرس را راند حالی بر علف گاه
چو مهمانان به ایوانش درون برد   بدان مهمان سر از کیوان برون برد
ملک چون بر بساط کار بنشست   درستی چند را بر کار بشکست
اجازت داد تا شکر بیاید   به مهمان بر ز لب شکر گشاید
برون آمد شکر با جام جلاب   دهانی پر شکر چشمی پر از خواب
شکر نامی که شکر ریزد او بود   نباتی کز سپاهان خیزد او بود
ز گیسو نافه نافه مشک می‌بیخت   ز خنده خانه خانه قند می‌ریخت


قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی


کتابخانه:   اشعار معاصر  |  لغتنامه فارسی  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  دیکشنری  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی