برای:  وب | تصاویر | فیلم ها | لینکها | بیشتر ▼
ورود به سیستم
   
شاعر:    کتاب:
مصراع 91 تا 120 از 350 مصراع از شعر شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را در خسرو و شیرین نظامی گنجوی


< شعر بعدی شعر قبلی >

شنیدن خسرو اوصاف شکر اسپهانی را




چو ویسه فتنه‌ای در شهد بوسی   چو دایه آیتی در چاپلوسی
کنیزان داشتی رومی و چینی   کز ایشان هیچ را مثلی نه بینی
همه در نیم شب نوروز کرده   به کار عیش دست‌آموز کرده
نشست و باده پیش آورد حالی   بتی یارب چنان و خانه خالی
نه می در آبگینه کان سمنبر   در آب خشک می‌کرد آتش تر
گلابی را به تلخی راه می‌داد   به شیرینی بدست شاه می‌داد
نشسته شاه عالم مهترانه   شکر برداشته چون مه ترانه
پیاپی رطل‌ها پرتاب می‌کرد   ملک را شهر بند خواب می‌کرد
چو نوش باده از لب نیش برداشت   شکر برخاست شمع از پیش برداشت
به عذری کان قبول افتاد در راه   برون آمد ز خلوت خانه شاه
کنیزی را که هم بالای او بود   به حسن و چابکی همتای او بود
در او پوشید زر و زیور خویش   فرستاد و گرفت آن شب سر خویش
ملک چون دید کامد نازنینش   ستد داد شکر از انگبینش
در او پیچید و آن شب کام دل راند   به مصروعی بر افسونی غلط خواند
ز شیرینی که آن شمع سحر بود   گمان افتاد او را کان شکر بود


قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی


کتابخانه:   لغتنامه فارسی  |  اشعار معاصر  |  دیکشنری  |  قرآن مجید  |  نهج البلاغه  |  لغتنامه انگلیسی  |  راهنمای کشورها

   
شاعر:    کتاب:
 

© 2007 - 2022 Jasjoo

ارسال نظرات | کلمات کلیدی | تبلیغات اینترنتی